پیوستگی نسلی ایرانی‌ها با انبیای الهی خارج از ذهن نیست

 

 

shokrgozar

مدیر گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه گیلان، اظهار کرد: آثار تاریخی کشف‌شده و مکتوب از قرن‌های گذشته نشان می‌دهد منشأ نژادی مردم ایران، بومی است و آنها در همین سرزمین زندگی کرده و ریشه در خلقت اولیه بشر یعنی حضرت آدم و فرزندان بعدی او یعنی حضرت نوح و فرزندش سام و بعد آنها حضرت ابراهیم -سلام الله علیهم- دارند.

به گزارش دفتر ارتباطات مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اصغر شکرگزار ،تصریح کرد: بحث بر سر اینکه اقوام ایرانی از چه نژاد و تیره‌ای هستند و مکان اولیه آنها کجا بوده است، اندیشمندان تاریخ و جغرافیا را وادار کرده است تا نتایج بررسی‌ها و جست‌وجوی خود را به شکل مکتوب عرضه کنند.

وی ادامه داد:برخی اندیشمندان خارجی منشأ نژادی و مکانی ملت ایران راخارج از مرزهای فعلی ایران می‌دانند. آنها معتقدند نژاد مردم ایران از آریایی‌هایی است که از مناطق آسیای مرکزی یا نقاط دیگر به سرزمین ایران وارد شده‌اند؛ اما برخی از اندیشمندان ایرانی تلاش کرده‌اند تا منشأ نژادی و مکانی ملت ایران را با توجه به آثار تاریخی به‌جامانده در سرزمین فعلی بدانند.

این استاد دانشگاه که با مقاله «هویت نژادی و مکانی ایرانیان»در چهارمین کنفرانس الگوی اسلام ایرانی پیشرفت ، حضور پیدا کرده است ، با اشاره به برخی از نتایج تحقیق خود گفت: این مقاله تلاش کرده تا دیدگاه‌های مختلف را مطرح کند اما با توجه به آثار تاریخی کشف‌شده و مکتوب از قرن‌های گذشته به این نتیجه رسیده است که منشأ نژادی مردم ایران، بومی است و آنها در همین سرزمین زندگی کرده و ریشه در خلقت اولیه بشر یعنی حضرت آدم و فرزندان بعدی او یعنی حضرت نوح و فرزندش سام و بعد آنها حضرت ابراهیم -سلام الله علیهم- دارند.

شکرگزار در این راستا ادامه داد: بر اساس آیات کتاب الهی، نسل دوم بشر پس ازطوفان نوح انتشار می‌یابد و محل زندگی آن حضرت در محدوده بین‌النهرین گزارش شده و حتی محل تولد و فعالیت حضرت ابراهیم در جبوب شرقی عراق فعلی (اور)، نزدیک مرزهای فعلی ایران گزارش شده است، بنابراین پیوستگی نسلی ایرانی‌ها با انبیاء الهی خارج از ذهن نیست.

وی افزود : به نظر می‌رسد انتشار اقوام ایرانی از غرب ایران فعلی (بین‌النهرین) بوده است نه از آسیای مرکزی و یا منطقه قفقاز که ویل دورانت تاریخ‌نگار فرانسوی معتقد است ،،نام‌گذاری سرزمین ایران نیز منشاء انسانی داشته است. چنانکه درتاریخ آمده، ایران نام شخصی بوده است و یا حتی پارس و یا فارس هم نام شخصی از نواده‌های حضرت نوح گزارش شده است؛ اما بتدریج بر سینه سرزمین، دریا و فلات نقش بسته است.

این استاد دانشگاه  گفت :با همه تهاجم اقوام وحشی آسیای مرکزی، حکومت‌های مقتدر غربی و نفوذ مزورانه غرب در دوره استعمار، ملت و کشور ایران با پذیرش اسلام از 14 قرن پیش، حیات سیاسی نوینی را در عرصه جهانی رقم زده و با زایش‌های فرهنگی، میراثی وبا اتحاد و یکپارچگی ملت و دولت، دوام و بقاء خود را تضمین کرده است.

 مدیر گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه گیلان  با بیان این که اگر چه در طول تاریخ، ملت و کشور ایران برای مدتی تحت تصرف و کنترل مهاجمین بوده است، اما بنیۀ فرهنگی و روح استقلال‌طلبی مردم این کشور بتدریج نفوذ بیگانگان را کم و یا آنها را در خود هضم کرده است، تاکید  کرد: تهاجم مغول‌ها، تاتارها، ازبک‌ها و... از شمال شرق و شرق و تهاجم رومی‌ها، یونانی‌ها به‌ویژه اسکندر مقدونی و عرب‌ها در ابتدای قرن هفتم میلادی و تصرف سرزمین ایران و حیات دوباره این سرزمین با تکیه بر تمدن گذشته و بهره‌گیری از جنبه‌های مثبت فرهنگ مهاجمین، بیانگر روح بلندملت این سرزمین دارد.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید