توجه به حوزه فرهنگی و خانواده در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

 

 

 

Wed.E.3

 

 

پنجمین کنفرانس اسلامی ایرانی پیشرفت با ارائه مقالاتی  با محور الگوی پایه حوزه فرهنگی و خانواده برگزار شد که دکتر شکوه نوابی نژاد و دکتر فهیمه فرهمندپور به عنوان اعضای هیات رئیسه در این کنفرانس حضور داشتند.


محمدجواد رودگر مقاله ای را با عنوان معنویت در گفتمان استاد شهید مطهری و ارتباط با الگوی اسلامی ایرانی ارائه داد و در توضیح آن گفت:معنویت دارای مبانی بینشی, مولفه های گرایشی و شاخص های کنشی است که بایسته است در ضرورت و اهمیت معنویت ملحوظ شود. چه اینکه انسان دارای ساحت های عقلانی(عقیدتی), نفسانی(اخلاقی) و جسمانی(احکامی) است و معنویت اسلامی که معنویت جامع می باشد ظرفیت پوشش همه این ساحت ها را داراست.

 

معنویت از دیدگاه مطهری

وی افزود: معنویت دارای مبانی بینشی, مولفه های گرایشی و شاخص های کنشی است که بایسته است در ضرورت و اهمیت معنویت ملحوظ گردد. چه اینکه انسان دارای ساحت های عقلانی(عقیدتی), نفسانی(اخلاقی) و جسمانی(احکامی) است و معنویت اسلامی که معنویت جامع می باشد ظرفیت پوشش همه این ساحت ها را داراست.

رودگر گفت: معنویت به معنای اصالت "عالم معنا یا عالم غیب" در عین اهمیت "جهان ماده" و "عالم حسّ و شهادت" است، بنابراین «غیبِ جهان و جهان غیب» مفهوم مقوم معنویت خواهد بود یعنی «غیب گروی» گفتمان حاکم بر معنویت اسلامی است درگفتمان فکری استاد شهید مطهری فهم معنا و موقعیت معنویت در ارتباط با اصول و عناصری چون:غیب، ایمان، فطرت، عدالت و آزادی امکان پذیر است که استاد شهید آنها را از زاویه ایجابی درتبیین مفهومی معنویت مورد توجه قرار داده اند

وی گفت: در نگاه و نگره استاد شهید مطهری رکن رکین و یا مفهوم مقوم معنویت همانا غیب جهان و جهان غیب, باطن عالم و عالم باطن و به بیان دیگر اصالت را به جهان ماوراء و فرامادی دادن و باور به غیب است چنانکه می فرمایند:"جهان‏بينى توحيدى اسلامى جهان را مجموعى از غيب و شهادت مى‏داند، يعنى جهان را تقسيم مى‏كند به دو بخش: جهان غيب و جهان شهادت. در خود قرآن كريم مكرر از غيب و شهادت، خصوصاً از غيب، ياد شده است. ايمان به «غيب» ركن ايمان اسلامى است:الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ

فطرت دروازه معنویت

وی ادامه داد: استاد شهید مطهری در زمینه نسبت فطرت و معنویت می فرمایند: " انسان همواره دروازه معنويت و غيب و ملكوت بوده است، مى‏خواهند انسانيت را از سقوط نجات دهند و در عين حال معنويت دينى را به حال خود واگذارند. اين است آن تناقضى كه در امانيسم وجود دارد. در جای دیگر می نویسند: "انسان هميشه دروازه معنويت بوده است" یا به تعبير شهيدمطهرى:«طبق نظر اسلام، انسان يك حقيقتى است كه نفخه الهى دراو دميده شده و از دنياى ديگرى آمده است و با اشيائى كه در طبيعت وجود دارد، تجانس كامل ندارد. انسان در اين دنيا، يك نوع احساس غربت و احساس بيگانگى و عدم تجانس با همهء موجودات عالم مى كند؛ چون همه فانى ومتغير و غير قابل دلبستگى هستند ولى در انسان دغدغهءجاودانگى وجود دارد. اين درد همان است كه انسان رابه عبادت و پرستش خدا و راز و نياز به خدا و به اصل خودنزديك شدن مى كشاند.» به تعبير استاد شهيد مطهرى:«از نظر قرآن، معنويت پايه تكامل است. اين همه عبادات كه در اسلام بر روى آن تكيه شده است، براى تقويت جنبه معنوى روح انسان است....»

رودگر خاطرنشان کرد:استادشهيد مطهرى در ترابط معنویت و عدالت و نقش عدالت در تحقق و تحکیم معنویت می فرمایند:«اگر در جامعه اى عدالت اجتماعى برقرار نباشد، پايه معنويت هم متزلزل خواهد بود. منطق اسلام اين است كه معنويت را با عدالت توأم با يكديگر مى بايد در جامعه برقرار كرد. در جامعه اى كه عدالت وجود نداشته باشد، اخلاقى كه درانقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى مطرح است،اخلاقى فراگير وجامع الاءبعاداست كه فرد،خانواده وجامعه را درحوزه هاى مديريت، سياست، اقتصاد و تجارت، قضاوت، روابط سياسى و بين المللى و...شامل مى شود. هزاران هزار بيمار روانى به وجود مى آيند، محروميت ها، ايجاد عقده هاى روانى مى كند و عقده هاى روانى توليد انفجار ...»

 

موانع الگوی توسعه و پیشرفت

"آنومی نهادی خانواده به مثابه مانعی برای الگوی توسعه و پیشرفت" عنوان مقاله دیگری بود که ستار پروین عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ارائه داده و گفت:هر گونه برنامه ریزی برای برنامه های توسعه و نظم دهی به جوامع انسانی لاجرم به نهادهای اجتماعی نیازمند است.در این بین، بی شک خانواده دارای جایگاهی و کارکرد حیاتی و مهمی است.به دیگر سخن، هر جامعه بخواهد در جامعه تحول در جهت رشد و تعالی حرکت کند نیازمند خانواده های متعالی و سالم است و از طرف دیگر هر جامعه که در مسیر قهقرا و سراشیبی حرکت کند از ناحیه خانواده دچار مشکل و مسئله شده است.چرا که خانواده های سالم، افراد سالم و سرزنده ای را در جهت ایفای نقش‌های جامعه تربیت می‌کند و برعکس.

وی افزود: در ایران نیز به مانند سایر نقاط جهان، نهاد خانواده دستخوش تغییرات اجتماعی بسیاری است که این تغییرات که عمدتاً تحت تأثیر فضای جهانی شده و امواج فضای مجازی است این نهاد اثر گذار و حیاتی جامعه را با آسیب‌های اجتماعی متعددی مواجه ساخته است که از آن جمله می‌تواند به خشونت‌های خانواده دگی(قاضی نژاد و عباسیان 1390)، تأخیر در سن ازدواج(نیازی و دیگران 1394، کاوه فیروز و دیگران 1393)، طلاق(پروین و دیگران 1391،عیسی زاده و دیگران 1389 ) ، ساخت‌های خانواده خارج از عرف جامعه(محمدی اصل 1393)، تعارضات خانواده گی(حاجی حیدری و دیگران 1394، جهانی دولت آباد و حسینی 1393)، مسایل تربیتی کودکان و نوجوانان، خیانت‌های زناشویی(فتحی و دیگران 1392) و... اشاره کرد. 

پروین ادامه داد: با توجه به این مقدمه، می‌توان گفت خانواده ایرانی با توجه آسیب‌های اجتماعی که با آن مواجه است با شرایط آنومیک مواجه است که سبب شده تا این نهاد اجتماعی نتواند کارکردهای اساسی خود را انجام دهد .به زعم نویسنده، دو عاملی که سبب شده تا این وضعیت ایجاد شود شامل مسایل اقتصادی و فضای مجازی است که هر دو، سبب آسیب پذیری خانواده در جامعه ایرانی شده است.این وضعیت ، شرایطی است که از آن می‌توان به عنوان وضعیت آنومیک نهادی خانواده یاد کرد.این مقاله تلاشی است تا نشان دهد که با توجه به تئوری آنومی نهادی مسنر و روزنفلد، خانواده ایرانی در برابر نهاد اقتصاد و فضای مجازی دچار تلاطم و ضعف شده است و نمی‌تواند کارکردهای ماهوی خود را به نحو احسن انجام دهد.

وی افزود: مفهوم آنومی اجتماعی اولین بار توسط امیل دورکیم وارد ادبیات جامعه شناسی شد.وی با استفاده از مفهوم تلاش داشت تا نشان دهد که تغییرات ناگهانی و سریع در ساختار هر جامعه ای می‌تواند نهادهای اجتماعی را از حالت تعادل خارج کند که این وضعیت زمینه ساز بی هنجاری و بروز آسیب‌های اجتماعی می‌باشد. از نظر وی یک جامعه آنومیک، جامعه‌ای است که در آن قواعد رفتار (هنجارها) شکسته شده‌اند و یا در طول دوره‌های تغییرات سریع یا بحران‌های اجتماعی مانند جنگ و قحطی، ناکارآمد می‌شوند. یک جامعه آنومیک، توانایی کنترل نیازها و آرزوهای اعضایش را ندارد(سیگل 2003: 192).بعد از دورکیم مرتون، این مفهوم را به شیوه دیگری بکار بست.برای وی ، ریشه آنومی اجتماعی، نه در تغییرات ناگهانی ساختاری بلکه ریشه در ساختار جامعه و تعادل و سازگاری بین اهداف و وسایل رسیدن به آن دارد. نظریه آنومی نهادی که توسط مسنر و روزنفلد در سال 1991 ارائه شده است. این نظریه مبتنی بر نظریه مرتون است. نظریه آنومی نهادی مانند رویکردهای اولیه جامعه شناسی بر این موضوع تاکید دارد که جرم  و آسیب های اجتماعی تا حدودی نتیجه سازمان اجتماعی یک جامعه مانند خانواده، اقتصاد، آموزش، نظام سیاسی و جهت گیری‌های فرهنگی گسترده است.

این پژوهشگر گفت:  مفهوم کلیدی این نظریه تعادل نهادی قدرت است، زیرا نهادها اغلب در رقابت با یکدیگر قرار دارند، به عنوان مثال، آن چه برای اقتصاد خوب است ممکن است ضرورتاً برای خانواده یا آموزش خوب نباشد. به نظر مسنر و روزنفلد در جامعه‌ای مانند امریکا اقتصاد بر دیگر نهادها تسلط دارد. قدرت اقتصادی، نهادهایی-مانند خانواده و مدرسه-را که از جرم جلوگیری می‌کند تضعیف می‌کند، مثلاً ارزش‌ها و نقش‌های غیراقتصادی بی ارزش می‌شوند و دیگر نهادها در خدمت نیازهای اقتصادی قرار می‌گیرند و هنجارهای اقتصادی اساس همه چیز قرار می‌گیرد

راه‏های نهادینه سازی فرهنگ دینی توسط کارگزاران و تأثیر آن بر پیشرفت جامعه با تأکید بر آموزه‏های نهج‏البلاغه مقاله ای از میثم کهن ترابی بود که وی درباره آن گفت: مسئله اساسی و محوری پژوهش حاضر این است که برای نهادینه‏کردن فرهنگ دینی، تقویت نقاط مثبت و برطرف کردن نقاط ضعف موجود توسط کارگزاران چه راه‏کارهایی وجود دارد؟ و کارگزاران چگونه می‏توانند شاخصه های فرهنگ دینی را در جامعه به نقطه مطلوب برسانند؟

 

ترویج فرهنگ حق‏‌محوری

وی افزود: روشن است که در جریان‏های اجتماعی و سیاسی بیشترین انحراف‏های سیاسی و اجتماعی ناشی از مطلق‏گرایی درباره چهره‏ها و شخصیت‏گرایی در موضع‏گیری‏هاست. امام علی(ع) به مردم هشدار می‏داد که شخصیت‏ها هرچند بزرگ و ارجمند و محبوب و معتمد باشند، نمی‏توانند معیار حق و باطل قرار گیرند. ایشان می‏کوشید جامعه را به لحاظ آگاهی و شناخت موضع‏‏ها و معیارها و آگاهی‏های فرهنگی، به سطحی برساند که شخصیت‏ها و مواضع آنان را ـ هراندازه بزرگ باشندـ با حق بسنجند، نه حق را با شخصیت‏ها.

کهن ترابی ادامه داد: به‌راستی دین خدا با اشخاص شناخته نمی‏شود بلکه با معیار و نشانه حق شناخته می‏گردد پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید