1- تعریف عنوان اندیشکده

نوآوری با تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و علمی همراه است. جوزف شوپیتر از اولین نظریه‌پردازان نوآوری و کاوش در تغییرات بزرگ از طریق علم اقتصاد بود. عبارت "تخریب خلاق" که برای اولین بار توسط مارکس به کار برده شد، بعدها توسط شومپیتر در جهت توصیف این که چگونه خلق سبک­های جدید تولید، سبک­های موجودکه خود نتیجه نوآوری‌های گذشته بوده‌اند را تخریب می‌کند، توسعه داد. بر این اساس در طول زمان می­توان نوآوری را به عنوان موجی از تغییرات مشاهده کرد. شومپیتر رقابت‌های فناورانه را به عنوان راهی برای درک توسعه اقتصادی می‌ديد. در حال حاضر نوآوری به طور گسترده به وسیله دولت‌ها، شرکت­ها و سازمان­های بین المللی به عنوان مکانیسمی که از طریق آن عملکرد اقتصادی می­تواند بهبود و حتی تغییر پیدا کند و پیشرفت‌های اجتماعی به دست آید، تعریف شده است. از نوآوري تعاريف مختلفي ارائه شده و هر كدام از نويسندگان بزرگ با تأكيد برجنبه خاصي، آن را تعريف کرده‌اند. البته در همه آنها يك موضوع مشترك است و آن اين كه نوآوري در واقع بازاري­کردن و قابل­ استفاده كردن يك ايده و طرح جديد است. بر اين اساس يك تعريف عمومي كه از نوآوري مي‌توان به دست آورد اين است كه نوآوري فرآيند معرفي يك اختراع، يك ايده يا كاربرد جديد و تبديل آن براي استفاده عمومي است.از نظر پيتر دراكر"نوآوري ابزاري است كه كارآفرين با آن ثروتي تازه مي‌آفريند، منابع توليد ايجاد مي‌كند، يا به منابع موجود موهبت ثروت‌آفريني مي‌بخشد". دراكر،  به نوآوري از جنبه كارآفريني آن و ايجاد يك سرمايه و ثروت جديد نگاه مي‌كند و در تعريف خود، نقش كارآفرين را برجسته مي‌نمايد و در واقع كارآفرين را عامل تبديل يك ايده و دانش جديد به ثروت و سرمايه‌اي جديد مي‌داند.كنتر، تعريف ديگري از نوآوري به دست مي‌دهد. او "نوآوري را فرآيند گردآوري هر نوع ايده جديد و مفيد براي حل مسأله و شامل شكل‌گرفتن ايده، پذيرش و اجراي ايده‌هاي جديد در فرآيند، محصولات و خدمات مي‌داند." در اين تعريف به وضوح ديده مي‌شود كه كنتر به نوآوري از ديده حل مسأله يعني شناخت مشكلات و ارائه ايده‌هاي جديد براي حل آنها نگاه مي‌كند. ون دوون، نوآوري را "توسعه و اجراي ايده‌هاي جديد توسط افرادي مي‌داند كه در يك زمينه نهادي با هم در ارتباط متقابل هستند" و بر اين عقيده است كه يك ايده جديد ممكن است از نظر افراد درگير در آن جديد تلقي شود، اگر چه در جاي ديگري مورد استفاده قرار گرفته باشد.

كويين، نوآوري را "اولين تحويل و تبديل يك ايده به عمل در يك فرهنگ"[1] معرفي مي‌كند. پس براساس دو تعريف اخير مي‌توان گفت كه حتي اگر در يك فرهنگ و يا در مجموعه‌اي از افراد كه يك نهاد را تشکیل مي‌دهند يك ايده تکراری براي اولين بار تبديل به عمل گردد، نوآوري اتفاق افتاده است. نوآوری در تعریفي دیگر "ارائه ايده جديد و مفيد به بازار و به كار بردن ايده جديد در سازمان براي توليد ارزان‌تر و بهتر محصولات و يا كسب مؤثرتر مشتريان و يا استفاده موفقيت‌آميز تجاري از اختراع است". سازمان همکاری‌هاي اقتصادی و توسعه، تعریف نسبتاً گسترده‌تری از  نوآوری  به صورت زیر ارائه کرده است: "ارائه محصولی جدید یا بهبود قابل توجه در محصول (یک کالای فیزیکی یا خدمت)، فرایند، یک روش جدید بازاریابی،  یا یک روش جدید سازمانی در شیوه‌های کسب و کار، سازمان محل کار، یا روابط خارجی". كه اين تعريف بر اساس کتابچه راهنمای اسلو در سال  2005، هنوز هم معتبر و مناسب است.پائل تروت،  بعدی دیگر به نوآوری مي‌افزايد و  نوآوری را  فرآیند مدیریت یکپارچه خلق ایده ، توسعه فناوري، بکارگیری دانش و بهره‌برداری تجاری در جهت خلق محصولی جدید یا بهبود یافته، فرآیند، خدمات یا تغییرات سازمانی تعریف می­کند. البته بیش از 60 تعریف از نوآوری در رشته‌ها  و پارادایم های مختلف از جمله مدیریت و کسب و کار، اقتصاد، مطالعات سازمانی، کارآفرینی، تکنولوژی، علوم و مهندسی، مدیریت دانش و بازاریابی وجود دارد و این تعاریف در طول زمان تغییر می کند.