2- تعریف قلمروی موضوعی اندیشکده

اقتصاددانان بر این باورند که نوآوری نه در کنار یا بخشی از اقتصاد یک کشور، بلکه مفهوم اصلی آن، در اقتصاد، به ویژه اقتصادهای مبتنی بر دانش، ظهور پیدا می کند. ضمن آن که، صاحب نظران حوزه علم اقتصاد و توسعه، پیشرفت و نوآوری را به معنای تجاری سازی و رقابت پذیری یک ایده نو بیان می کنند و آن را مختص فناوری های مدرن  High-Tech  نمی دانند؛ به عبارت دیگر، نوآوری به صورت ماهوی از  قدرت و قابلیتی برخوردار است که هم در ساختار فناوری های متوسط  Medium-Tech  و هم در ساختار فناوری های پایین  Low-Tech  تأثیرگذار باشد. نوآوری فرآیندی است با برخورداری از قدرت نفوذ، جذب و سرعت بالا در ایجاد تغییر و تحول، به رغم هر گونه موانع ساختاری ساخته دست دولت ها، از فراز مرزهای سنتی و قانونی سیاسی کشورها عبور می کنند و از زادگاه خود در سرتاسر جهان - توسعه می یابند؛به عبارت دیگر، نوآوری پدیده ای است جهانی، اگرچه منشأ و مبدأ آن می تواند بومی و محلی باشد. نوآوری با برخورداری از ظرفیت جهانی شدن  Globalization  مختص رشته های فنی و یا علوم پایه نیست، بلکه حوزه هایی مانند هنر، فرهنگ، ادبیات، علوم انسانی و علوم اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. نوآوری و چرخه نوآوری باید در اصل زمینه بروز و تبلور زندگی بهتر، آسایش بیشتر، انسانی فرهنگی تر و انگیزه های بروز خصلت های الهی در کالبد انسانی را فراهم آورد. در حال حاضر، مراکز بین المللی در طبقه بندی اقتصادی، کشورها را به سه گروه تقسیم می کنند: گروه اول اقتصادهای منبع محور، گروه دوم اقتصادهای کارا محور و گروه سوم اقتصادهای نوآورمحور. کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته در گروه اول، کشورهای در حال توسعه در گروه دوم و کشورهای پیشرفته و توسعه یافته در گروه سوم قرار دارند. نظام جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب اسلامی در تلاش بوده که از جرگه گروه اول به جرگه گروه سوم بپیوندد، لیکن مشکلات آشکار و ایجاد موانع، چالش بزرگی برای حضور ایران در گروه های دوم و سوم ایجاد کرده است و در عین حال نباید از برخی رفتارهای فرهنگی و اجتماعی و تأثیر نظام های آموزشی، اقتصادی، اداری و اجتماعی که علاقه و انگیزه لازم را برای تأمین نیازها و ایجاد شرایط برای پیوستن به جرگه گروه های دوم و سوم، غافل بود. بنابراین، قلمرو و جولان گاه نوآوری را می توان در حوزه های زیر تعریف نمود:

شرکت­ها: مهمترین عناصر هر سیستم نوآوری هستند که خلق و انتشار دانش در سیستم را بر عهده دارند. شرکت‌ها دارای ارتباطات تولیدکننده ـ مصرف کننده و همکار ـ رقیب هستند که منجر به انتشار دانش در سیستم می‌شوند.

نهادها: سازمان‌های غیرشرکتی که دربرگیرنده دانشگاه‌ها، مؤسسات دولتی، مؤسسات تحقیقاتی و غیره می‌باشند و از طریق قانون­گذاری، تعاملات دانشی، ارزش­ها، قواعد و غیره می‌توانند بر خلق، توسعه، انتقال و بهره‌برداری از فناوری‌ها تأثیر بگذارند و نقش مهمی در سیستم بر عهده دارند.

زیرساخت دانشی: دربرگیرنده زیرساخت‌های سازمانی و فیزیکی مورد نیاز برای پشتیبانی از نوآوری است. سازمان‌های دولتی و خصوصی می‌توانند نقش‌های بسیار متفاوتی در زمینه ایجاد زیرساخت‌های دانشی برعهده بگیرند. برخی از این زیرساخت‌ها، شامل ساختارهای حمایتی نوآوری هستند که منجر به انتشار فناوری می‌شوند (مانند مراکز رشد و پارک های علمی و فناوری). برخی دیگر منجر به انتشار دانش در سیستم می شوند (مانند سازمان­های دولتی انتقال فناوری و آژانس‌های مشاوره‌ای نوآوری). دانشگاه­ها و مراکز تحقیقاتی نوع دیگری از زیرساخت­ها را نشان می‌دهند که درگیر خلق و ایجاد دانش و آموزش نیروی انسانی موردنیاز می­باشند.

سیاست گذاری­های نوآوری منطقه­ای: سیاست­گذاری­های نوآوری منطقه­ای نقشی مهم در نظام نوآوری منطقه­ای ایفاء می‌کنند و به منظور افزایش توانمندی­های یادگیری و انتشار دانش در منطقه بسیار ضروری هستند. سیاست گذاری­های نوآوری از طریق ایجاد یک چارچوب نهادی مناسب برای فرموله کردن و پیاده­سازی سیاست­ها بر نوآوری منطقه­ای تأثیر می‌گذارند

تقسيم ‌بندي‌هاي مختلفي از نوآوري به عمل آمده است. شومپيتر اقتصاددان معروف به عنوان یکی از پیشگامان این عرصه، به پنج نوع نوآوري در تعاريف خود اشاره مي‌كند:

معرفي يك محصول جديد و يا تغيير كيفي در محصول كنوني (نوآوری محصول)

معرفی فرآيندي كه براي يك صنعت، جديد است (نوآوری فرآیند)

ايجاد يك بازار جديد (نوآوری بازار)

توسعه و ايجاد منابع جديد عرضه مواد اوليه و ديگر ورودي‌ها (نوآوری منابع)

نوآوری در سازمان‌دهي صنعتي (نوآوری سازمان)