الگوی سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی در الگوی پیشرفت بررسی شد

 

 

افق وتدبیر سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی یکی از نشست های پنجمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در دومین روز این کنفرانس بود. دکتر ابراهیم برزگر و دکتر جلال درخشه و دکتر مصطفی ایزدی اعضای هیات رئیسه این کنفرانس را تشکیل می دادند.

بررسی مقایسه ای محتوای پیش‌نویس سند « افق آینده پیشرفت» در حوزه سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی مقاله نخستی بود که توسط ایران غازی، استاد تمام دانشگاه اصفهان و معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه شاخص ارائه شد، وی با اشاره به سوال اصلي مقاله اش گفت: می خواهیم ببینیم پیش‌نویس سند « افق آینده پیشرفت» در حوزه سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی دارای چه ویژگیهای مثبت و منفی در مقایسه با دیگر کشورهای در حال توسعه است؟

وی افزود: پژوهش حاضر به دلیل ماهیت اکتشافی فاقد فرضیه است و هدف آن به دست دادن برآوردی از موقعیت و جایگاه مسائل سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی در سند افق آینده پیشرفت کشور است.

غازی ادامه داد: مدیریت استراتژیک فرایندی سرشار از موشکافی، تیز بینی و مهارت که در آن علاوه بر تصمیم گیران اصلی، به جامعه و نخبگان هم اجازه داده می شود تا با تفکر خود در آن سهیم شوند و به یاری برنامه ریزی و مدیریت کشوری بشتابند. «تئوری نقاط مرجع استراتژیک» نیز از جديدترين تئوري‌هاي مديريت استراتژيك ؛ سازمان ها زماني كه خود را پايين تر از نقاط مرجع مي بينند «‌ريسك پذيرند» و زماني كه بالاتر از نقاط مرجع مي بينند «ريسك گريز» مي شوند.

وی گفت: استفاده از دو روش تحلیل محتوا و روشهای تحلیل مقایسه ای به صورت مکمل و توامان روشهای رسیدن به نتیجه مقاله بوده استو البته هدف از این مساله بررسی و نقد محتوای سند افق چشم انداز در حوزه سیاست خارجی و مقایسه مفاد این سند با اسناد توسعه بلند مدت ترکیه، مالزی و کره جنوبی است.

غازی گفت: ترکیه؛ توجه کافی تبديل شدن به نماينده و حامي قدرتمند منطقه اي براي همسايگان خود، دستیابی به اقتصاد رقابتي تر در صحنه بين المللي ، حل و فصل مشکلات داخلي، سرمايه گذاري جدی در نيروي انساني  رادارد و کره جنوبی؛ شبکه های همزیستی پیچیده، رابطه جدید درون کره ای، اتحاد استراتژیک با آمریکا، حل و فصل اختلافات با دشمنان و رقبای منطقه ای جزو راهبردهای خودش است که ایران در منطقه کم کار جلوه کرده است.

وی گفت: اما راهکار حل این ماجرا  تدوین سند چشم اندازی  مجزا برای مسائل سیاست خارجی و امنیتی، نشستهای تخصصی با اساتید مجرب جهت آینده پژوهی امنیت و روابط خارجی ایران، مجزا نمودن حوزه های تعاملی ایران و تعریف نقشه راه مجزا، شناخت و استخراج مؤلفه های فرهنگ استراتژیک ایرانی، تعریف منابع نا امنی و تهدیدات پیش رو و ارائه راهکارهای مقابله در این مقاله ذکر شده است.

مقاله بعدی را با عنوان الزامات نقش آفريني ايران به عنوان قدرت منطقه اي در افق پيش رو،  حسین ربیعی از دانشگاه خوارزمی ارائه کرد و درباره سوالات گفت:منظقه خلیج فارس، تلاطم و آشوب همیشگی دارد امنیت مشترک و بازدارندگی! آیا حاصل شدنی است؟ ایران قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا چرا و چگونه؟

وی افزود در پاسخ به این پرسشها موضوعاتی مطرح شد مبنی بر اینکه شاخص های قدرت منطقه ای، دیدگاه ها و شاخص های متفاوت «قدرت هاي منطقه اي»، «قدرت هاي مياني» و «قدرت هاي نوظهور بر همسايگان خود در زمينه ي توان منابع، جمعيت، سرزمين، توان نظامي و توليد ناخالص داخلي برتري دارند کشورها در کنار ايجاد صدايي جديد و نشان دادن فعاليت هاي روزافزون در عرصه ي بين المللي، با تقويت يکپارچگي و اتحاد منطقه اي براي رهبري همسايگان خود نيز تلاش مي کنند.

وی گفت در مقاله مشخص شد که قواعد امپراتوري همواره نامشروع است و فقدان اجماع در برتري امپراتور حاکي از آن است که راهبرد امپراتوري همواره با يک ناشايستگي در کشورهاي پيرامون همراه است که مي تواند به اشکال مختلفي از مقاومت تبديل شود.

ربیعی ادامه داد: جمهوري اسلامي نظامي ارزشي و مبتني بر شعارها و معيارهاي فرهنگي است. بنابراين در سياست خارجي نيز بايد اين تمايز و اين اهداف تجلي پيدا کند. دنبال کردن اهدافي مانند تغيير در موازنه و تعادل قدرت همان چيزي است که همه کشورهاي ديگر نيز دنبال مي کنند و تناسبي با رويکرد الهام بخشي ندارد. با اين نگاه بيش از تهديدات نظامي و فشارهاي اقتصادي اين جاذبه هاي ارزشي و فرهنگي است که عامل و شاخص قدرت به حساب مي آيد. نفي ظلم و پشتيباني از مظلوم از آموزه هاي اسلامي و از ارزش هاي انقلابي ايرانيان است.

وی افزود: منتهي اقدامات احساسي يا واکنشي براي برپاداشتن اين اصل ارزشي احتمالا باعث ناديده گرفتن منافع و مطلوبيت هاي ژئوپليتيک رقيبان منطقه اي مي شود و جبهه گيري آنان را در خواهد داشت. در پيش گرفتن ادبيات سازنده مبتني بر حقوق و قوانين بين الملل (البته با درنظرداشتن منافع ملي) يکي از شيوه هاي دست يابي به اهداف منطقه اي است. مقابله با تک قطبي شدن جهان که از ابتدا يکي از اهداف ماهيتي انقلاب اسلامي ايران بوده است روش مناسبي براي اين کار است.

الگویهم­افزایی تفاهمی چهارچوبی راهبردی برای دیپلماسی فرهنگیمقاله بعدی بود که توسط  علی قربانپور عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری ارائه شد، وی در توضیح مقاله خود گفت: بر اساس رویکرد واقع گرایی، به منظور تحکیم روابط حسنه سیاسی و یا اتحاد علیه کشور یا کشورهایی، بخشی از کارگزاری دیپلماسی به برقراری روابط فرهنگی با کشور(های) همگرا می پردازد. بر اساس اهداف مزبور، این نوع دیپلماسی را دیپلماسی فرهنگی سنتی می نامند.

وی افزود: در این نوع دیپلماسی، ابزار فرهنگی فرع بر ابزار بازدارندگی نظامی، مذاکره سیاسی، و هر گونه ابزار و اهرمهای فشار میباشد؛ کارگزار آن، حکومتها می باشند و قلمروها هم، دولت-ملتها می باشند. اما اکنون، در دهه های آغازین هزاره سوم میلادی، آیا چنین نوع دیپلماسی آیا کارآیی دارد یا نه؟

قربانپور افزود: در آستانه هزاره سوم، تحولاتی اساسی در ساختار بین المللی شکل گرفت. این تحولات در سطوح مختلف از جمله معادلات سیاسی به شیوه تبدیل نظام دو قطبی به چندقطبی،محتوی مبادلات سیاسی که طی آن فرهنگ، به مثابه عامل قدرت، در کنار سایر عوامل، برای حکومتها اهمیت پیدا کرد و ...

اما هدف از این مقاله را وی اینطور عنوان کرد: توجه به کرامت و نقش والای و قدسی انسانی و توسعه منابع انسانی، مبارزه با هرگونه خشونت و سلطه­گری، آشتی با طبیعت و چاره­جویی برای حل بحرانهای زیست-محیطی بشری و سایر بحرانهای مشترک منطقه­ای و جهانی.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید