الگوی پایه حوزه اجتماعی-فرهنگی

 

Thr.M.3

الگوی پایه، حوزه اجتماعی- فرهنگی یکی از نشست های پنجمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در دومین روز این کنفرانس بود دکتر محمد میرزایی و دکتر سیمین حسینیان اعضای هیات رئیسه این کنفرانس را تشکیل می دادند.

بررسی دلالت های جهانی شدن فرهنگی در پیش نویس اولیه  الگوی اجمالی پیشرفت (الگوی پایه) با تاکید بر سیاست گذاری فرهنگی در عرصه فراملی عنوان مقاله قربانعلی سبکتکین   ارائه داد.

وی در طرح مساله خود گفت: اهمیت جهانی شدن فرهنگی، لزوم توجه به سیاستگذاری فرهنگی در عرصه جهانی، بررسی پیش نویس اولیه  الگوی اجمالی پیشرفت (الگوی پایه پیشرفت) از منظر سیاست گذاری فرهنگیاز مولفه هایی بود که برای مقاله آماده کردیم.

سبکتکین درباره  پرسشهای ارائه شده در این مقاله گفت: سعی کردیم برای پرسشهایی نظیر  الگو تا چه اندازه به فرایندهای جهانی شدن فرهنگی توجه نموده است؟ الگو تا چه میزان سیاست گذاری فرهنگی ( در پهنه فراملی) را مدنظر قرار  داده  است؟ ظرفیت های الگو در زمینه دیپلماسی فرهنگی وجهانی کردن فرهنگ اسلامی-ایرانی چیست؟پاسخی شایسته بیابیم.

وی ادامه داد: در نهایت پیشنهادات ما برای مطالعه کنندگان این مقاله به این شرح است: توجه همزمان به ادبیات مدرن و پیشینه فرهنگی ایرانی-اسلامی، شناسایی بسترهای نوین تبادل و دیپلماسی فرهنگی، بازنمایی هویت صلح جو، فرهنگ دوست، انسانگرا، معنویت خواه و ترقی خواه فرهنگ ایرانی-اسلامی و مفصل بندی اسلام واقعی و جمهوری اسلامی با خوانش های افراطی از اسلام و حرکت های تروریستی مثل داعشکه می تواند به عنوان الگوی پیشرفت مدنظر واقع شود.

دانش بومی روستایی و جایگاه آن در الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت عنوان مقاله مجید یاسوری عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه گیلان بود که دراین کنفرانس ارائه شد.

وی در توضیح مقاله خود گفت: در نيم قرن اخير به كارگيري از دانش رسمي و نوين، فناوريهاي جديد در كليه فعاليتهاي توليدي و خدماتي موجب تحولات اساسي در فرايند توليد و خدمات عرضه زندگي بهره برداران كشاورزي و روستاييان شد. در همين حال، به كارگيري  برخي فناوريها، نگرشها و نظريه ها، معضلاتي را در عرصه هاي زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي ايجاد كرده و موجب دغدغه هاي فكري انديشمندان و نظريه پردازان توسعه شده است. يكي از گزينه هاي مورد نظر در پاسخگويي به اين دغدغه ها، رجوع به دانش تجربي گذشتگان است. بهره گيري از « خرد تجربی انباشته و تاریخی» بهره برداران محلي است كه اصطلاحاً دانش بومي نام گرفته است. بنابراين اين امكان فراهم مي شود كه در فرايند تعيين نياز و طراحي فناوريهاي متناسب و به كارگيري آن از مردم محلي و دانش آنها عملاً در مسير توسعه متوازن و پايدار استفاده شود.

یاسوری درباره دلایل توجه به دانش بومی و فرهنگ اسلامی گفت: فرایند به هم پیوسته توسعه کشاورزی و عمران روستایی در ایران به طور ریشه ای نیازمند آگاهی بسیار روستاییان از دانش و مهارت های پیشرفه و فناوری های مناسب در زمینه های مربوط است. تسلط علمی- عملی آموزش دهندگان بردانش و فناوری های پیشرفته در زمینه های تخصصی ضرورت دارد. در حالی که تجربه های بسیار در طی زمان و مکان های بی شمار نشان می دهد که سرانجام این فرایند نیز در گرو آشنایی کامل آموزش دهندگان با دانش بومی و اشراف آنان بر مهارت های عملیاتی در صحنه های اجرا و عمل است.

وی ادامه داد: بی توجهی و غفلت نسبت به کارایی و سودمندی دانش بومی، ریشه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد. بی توجهی به دانش بومی، ریشه در چیرگی خیره کننده دانش رسمی دارد؛ زیرا دانش رسمی توانسته است برای ایجاد فناوری نوین و انتقال از محیطی به محیط دیگر، منابع و مهارتها را ترکیب کند. موانع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین نتایج خیره کننده پیشگفته باعث شده است که هنوز بسیاری از مراکز عمده دانشگاهی و پژوهشی نسبت به دانش بومی و تلفیق آن با دانش رسمی بی توجه باشند. از آنجا که بی توجهی به دانش بومی مناطق روستایی به مثابه اتلاف منابع عظیمی از هوش، استعداد و توانایی است، لذا باید دانش بومی و دانش رسمی در تمام ابعاد با یکدیگر تلفیق و تجمیع شوند؛ زیرا این دو دانش با یکدیگر هیچ گونه تضاد ذاتی ندارند و بر اساس منطق و فرد انسانی شکل می گیرند. تلفیق دانش بومی و دانش رسمی زمانی امکان پذیر است که زمینه تعامل مناسب میان صاحبان علوم رسمی و بومیان( دانش رسمی و دانش بومی) فراهم و موانع تلفیق آن دو دانش بر طرف شده باشد.

یاسوری در خاتمه گفت که بر اساس این مقاله پیشنهاد می شود که کلیه مهارت های بومی در قالب فناوری های جدید احیا و به تولید انبوه و بهره برداری عمومی برسد؛الگوی اقتصادی بومی، مبتنی بر نظریات اسلامی با بنیان مقاوم و حامی تولید و کار ایجاد شود؛ توجه به دانش بومی و نوین در برنامه های عمرانی توسعه، و تأکید بر تلفیق این دو دانش در  راستای رسیدن به توسعه پایدار انجام شود و نظام های تولید، روش ها و تکنیک ها و فنون تولید، اجتماعی و اقتصادی بومی را که در شرایط موجود قابلیت استفاده دارند حفظ و تقویت شوندف همچنین با ترکیب دانش بومی در عرصه های مختلف با دانش نوین و رسمی الگوهای مناسب توسعه  تدوین شود.

 

جایگاه آینده پژوهی و مدیریت آینده در تدوین الگوی پایه پیشرفت

نقش و جایگاه آینده پژوهی و مدیریت آینده در تدوین الگوی پایه پیشرفت بر مبنای تحقق جامعه مهدوی با تمرکز بر رویکرد مدیریت اسلامی مقاله مجید محمدشفیعی عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه اصفهانبود که وی در توضیح آن گفت: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به دنبال طراحی افق و چشم­اندازی از ایران اسلامی است که در آن آرمان­های مطلوب کشور محقق گردد. این طراحی، نیازمند بهره­گیری از علم آینده­پژوهی است.

وی افزود: با توجه به اینکه ايران اسلامی تحت يك نظام مدیریت اسلامی هدايت می­شود، بايد مجهز به نظام آينده­پژوهی ­دينی باشد تا در سايه آن، تدوین چشم انداز آینده برای پیشرفت واقعی در تمامی ابعاد، بر مبنای آموزه­های دینی استوار گردد و بدین ترتیب زمینه شکل­گیری جامعه مهدوی و آماده ظهور، فراهم گردد.

مجید محمدشفیعی درباره هدف گفت: در این مقاله، سعی شده تا با بررسی نقش آینده­پژوهی و مدیریت آینده در الگوی پایه پیشرفت با تمرکز بر اصول و مبانی مدیریت اسلامی، زمینه­های تحقق جامعه مهدوی تبیین گردد. نتیجه آنکه در طراحی الگوی پایه پیشرفت، استفاده از آینده­پژوهی بر مبنای آموزه­های مدیریت اسلامی، در جهت پیشرفت واقعی و زمینه­سازی برای تحقق جامعه مهدوی پیش شرط ضروری است.

وی ادامه داد: آينده­پژوهي نسبت به آینده و آنچه که اتفاق خواهد افتاد، آگاهی صحیحی يافته و پس از اطلاع یافتن و مشخص شدن "چه خواهد شد؟"، برای پاسخگویی به این سوال که حال "چه باید کرد"، چشم­اندازی متناسب با ارزش­هاي حاکم بر جامعه ترسیم کرده و از برنامه­ريزي آینده­گرایانه در جهت انجام وظایف، براي نيل به جامعه ي مطلوب استفاده می کند.الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، نقشه راه تحقق تمدن اسلام در افق آینده است. در طراحی این الگو، آینده­پژوهی اسلامی که در راستای ارزش­ها و مبانی ایران اسلامی است، نقشی اساسی ایفا می کند.

مجید محمدشفیعی گفت: در جهت تحقق تمدن اسلام در افق آینده، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به دنبال ترسیم چشم­اندازی دقيق از آينده­ی آرماني ایران اسلامی است، که اسلام نوید تحقق آن را در فرجام تاريخ داده است.

وی با اشاره به اینکه اصلی ترین موضوع در آینده­پژوهی اسلامی، مهدویت و تحقق جامعه مهدوی است، ادامه داد: توجه به کرامت انسانی، بعد معنوی انسان و اصول انسانی و دینی، از امور ضروری در مدیریت اسلامی است که در مدل­های غربی اثری از آنها یافت نمی­شود و این در حالی است که پیشرفت و سعادت واقعی بشر در گرو همین عوامل است. از این نظر، جهت تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و آینده­پژوهی اسلامی، کامل­ترین الگوی مدیریت منطبق با ارزش­های ایران اسلامی، مدیریت اسلامی است که می­توان از اصول و شاخصه­های آن بهره­برداری نمود.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید