در هفتمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: نقش سیاست در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بررسی شد

 

 

 

 

 

«نشـــست تخــــصــصی سیاست در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» از جمله نشستهــــای تخصصی هفتمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بود که در نوبت صبح و با حضور جمعی از صـــاحبنظران، پژوهشگران و نظریهپردازان کشور برگزار شد. دکتر علیرضا صدرا و دکتر مصطفی ملکوتیان ریاست این نشست تخصصی را بر عهده داشتند.

 

مقاله دکتر مجتبی جاویدی به موضوع «سنجش الگوی پایه پیشرفت از حیث بایستههای رفتار سیاسی عامه مردم در قبال نخبگان سیاسی» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد: در جوامع بشری، مردم از حیث تأثیرات متقابل به دو قطب تأثیرگذار و تأثیرپذیر تقسیم می‏شوند. در این میان، ویژگی گروه تأثیرگذار که معمولاً اقلیت جامعه را تشکیل می‏دهند، این است که می‏توانند بر اساس بصیرت، عقل و تحقیق به تحلیل و بررسی مسائل بپردازند و در جریانهای اجتماعی هدایتگر دیگران باشند. این دسته در اصطلاح «نخبگان» و یا «خواص» نامیده می‏شوند. مسئولان و کارگزاران جزء مهمترین نخبگان جامعه محسوب شده و در اصطلاح آنان را «نخبگان سیاسی» مینامند. دسته دوم، عامه مردم هستند که معمولاً تأثیرپذیری بسیاری از نخبگان سیاسی جامعه دارند.

 

با توجه به طرفینی بودن حقوق و تکالیف در نگرش دینی، تکالیفی بسیار مهم بر دوش عامه مردم در قبال نخبگان سیاسی گذاشته شده است. وفاداری به حکومت، انتخاب شایستهترین نخبگان سیاسی و حمایت و پشتیبانی از آنان، نظارت بر عملکرد نخبگان سیاسی، نقد، نصیحت، خیرخواهی و همچنین اطاعت و فرمانبرداری از آنان جزء مهمترین بایستههای اخلاق سیاسی عامه مردم در نظام مبتنی بر مردمسالاری دینی است.

 

مقاله دکتر علی آقاجانی به موضوع «صورتبندی راهکارهای کلامی- سیاسی قاعدهمندی رقابتهای سیاسی» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد: این مقاله درصدد بیان ساز و کارهای کلامی قاعدهمندی رقابتهای سیاسی از مفاد کلام سیاسی بر اساس روش اجتهاد کلامی و چارچوب نظری رقابت در درون رژیم، جهت گذار به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.

 

مقاله دکتر ابوالفضل میرزاپور ارمکی به موضوع «ارائه الگوی اسلامی- ایرانی دولتسازی با تأکید بر تجربه حکمرانی اسلامی از گذشته تاکنون» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد: دولتسازی به عنوان یکی از مفاهیم پایهای در نظام سازی و حکمرانی در چارچوبهای نگرشی مختلف معانی و الگوهای متنوعی را به خود میگیرد. این دامنه را میتوان از الگوها و مدلهای دولت سازی اقتدارگرایانه غربی تا الگوی دولت اسلامی فقه بنیاد ترسیم نمود. آنچه در این پژوهش مورد نظر بوده است، بررسی نمونهها و مصادیق مختلف دولتسازی با رویکرد اسلامی به منظور ارائه الگوی اسلامی- ایرانی دولتسازی متناسب با شرایط و مقتضیات زمان حاضر و همچنین نگاه انتقادی و اصلاحی به تدابیر مرتبط با دولتسازی در پیشنویس الگوی پایه پیشرفت بر پایه این الگو است.

 

مقاله حجتالاسلام دکتر سید کاظم سید باقری به موضوع «اصول معیار پردازی در عدالت سیاسی با تأکید بر معیار برابری» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد: شاید بدیهی بودن مفهوم عدالت هنوز از دغدغههای مهم بشری و مکاتب فلسفی و اخلاقی است. در این مقاله سعی شده است با گذر از مفهوم عدالت، با معرفی سهگانهای به ارائه معیارهایی جهت تشخیص امر عادلانه از ناعادلانه در عرصه سیاسی پرداخته شود. فرآیند سهگانه تحقق عدالت به پیش از بروز پدیده سیاسی و کسب قدرت، عدالت در فرآیند و در خلال رقابت سیاسی برای کسب قدرت و پس از کسب قدرت تفکیک شده و معیارهای عدالتورزی در این سه عرصه به ترتیب «برابری»، «کارآمدی» و «بیشینه کردن حقوق سایرین» معرفی شدهاند.

 

مقاله دکتر سیدحسن ملائکه به موضوع «دیوانسالاری و کمک به اقتصاد سیاسی در پیشرفت و توسعه» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد:

 

دیوانسالاری در اقتصاد سیاسی، با تأثیر خود بر سازمانها، انتخاب و اجرای تصمیمهای وسیعی در سطح ملی و بینالملل را منجر میشود. تأثیرات متقابل اقتصاد و سیاست، رشد علم اقتصاد و علم سیاست را توأمان منجر میشود، ارتباط صحیح این موارد نیز پیشرفت و توسعه را تسهیل میکند. نویسندگان این مقاله، در حوزهی دیوانسالاری، با استفاده از دیدگاه اندیشمندان مختلف علوم انسانی، به بررسی نقش بروکراسی در پیشرفت، توسعه و اقتصاد سیاسی به روش کتابخانهای پرداختهاند.

 

مقاله سارا نظری به موضوع «توسعه سیاسی در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» اختصاص داشت. وی در این مقاله عنوان کرد: یکی از ابعاد مهم توسعه در جهان امروز توسعه سیاسی است. در کشور ما و در دوران معاصر طرح بحث توسعه سیاسی و الگوهای پیادهسازی آن همواره مورد بحث و توجه اندیشمندان سیاسی و حاکمان بوده است. مبانی شناختشناسی توسعهی سیاسی در ایران در حالت اولیه، پیرامون بنیانهای توسعهی غربی شکل گرفت؛ اما آنچه که امروزه مسلم فرض میشود، این است که برداشت از مفهوم توسعه و الگوی آن در هر کشور و ملتی اگر متناسب با هویت ساختاری آن ملت مورد توجه قرار نگیرد و به بومیسازی روی نیاورد، پدیدههای متعارضی را شکل خواهد داد که معمای توسعه سیاسی را پیچیدهتر خواهد کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر نظام و ساختارهای کشور، نیاز به بازنگری در مدلهای غربی از سوی دلسوزان و اندیشمندان نظام مطرح شد و این امر با طرح و تأیید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از سوی رهبر انقلاب به ثمر نشست.

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید