ضرورت پیشرفت برای جوانی 29 ساله در برنامه «پیشرفت ایران»

 

 

نخستين برنامه از سري برنامه‌هاي «پيشرفت ايران» شامگاه 30 دي ماه با حضور تعدادي از نخبگان دانشگاهي كشور روي آنتن شبكه چهار سيما رفت.

«دكتر صادق واعظ‌زاده»،«دكتر محمدحسين ابطحي»، «دكتر هادي اكبرزاده» ،«دكتر محمدحسين پناهي» و «دكتر جواد صالحي» در نشست نخست به بحث «ضرورت پيشرفت» پرداختند.

دکتر صادق واعظزاده كه هماهنگي اين نشست را برعهده داشت رييس شوراي عالي و رييس مرکز الگوي اسلامی ايراني پیشرفت است. او در ابتدا اهداف اين برنامه‌ها را برشمرد و توضيح داد: کمتر از دو سال است با فرمان رهبر معظم انقلاب با تکاپوی علمی و برنامه‌ریزی فشرده و بی‌سر و صدا با حضور متفکران و صاحبنظران و نخبگان کشور، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کارش را آغاز كرده است. این کار در جهت تهیه یک برنامه جامع برای حرکت کشور به منظور نیل به هدف‌های علمی عالي و بهبود وضعیت زندگی مردم انجام می‌شود. برای این کار ده‌ها حلقه علمی با منطق مشخص شكل گرفته است. این حلقه ها در حوزه‌هاي سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... تشکیل شده و در حال بسط و توسعه است. در این حلقه متفکران مختلف جامعه از رشته‌هاي مختلف دانشگاهي و حتي جوانان که دارای سابقه علمی هستند، مشارکت دارند.

وی كه خود از استادان ارشد دانشگاهي كشور است با اشاره به اين نشست تلویزيونی گفت: این جلسه قرار است یک نمونه کوچک از این حلقه­ها باشد، اما اين جلسه از یک جهت گسترده‌تر است چون دانشگاهیان، دانشجویان و جوانان با تمهیدات برنامه (ارتباطات پیامکی و...) می‌توانند در این بحث مشارکت داشته باشند.  

دكتر واعظ‌زاده يادآور شد: «پیشرفت ایران» به عنوان اولین برنامه به اصل موضوع پیشرفت و ضرورت پیشرفت و ويژگی‌های آن مي‌پردازد كه ما با يك برنامه‌ریزی اين حركت را آغاز كرده‌ايم و در اين برنامه آن را مورد بحث و بررسی قرار مي‌دهيم.

رييس مرکز الگوي اسلامی ايراني پيشرفت، مقدمه اين بحث را با طرح يك داستان مثالي آغاز كرد و گفت: جوانی 29 ساله، بسیار باهوش که در یک شهر شلوغ در بهترین نقطه شهر با اصل و نصب برجسته زندگی‌ و كار می‌کند و سرمايه كلاني به او به ارث رسيده است كه از قسمت اصلی این ارث استفاده نكرده است رقبايي دارد كه با وجود نداشتن ارزش‌هاي او به سرعت در حال رشد هستند. این جوان 29 ساله همچنين مورد آزار و اذیت همسایه‌هایش هست و با مشكلاتی روبه‌روست. اذیت‌های  اقتصادی و مشكلات باعث شده او به یک برنامه روشن برای استفاده از سرمایه عظیمش نرسیده باشد. به او گفته شده يك برنامه جدي با مشورت نخبگان تهيه كند تا به هدف های بلندی در زندگی خود برسد.

وي با طرح اين پرسش كه آيا اين داستان واقعي است گفت: بله! این جوان 29 ساله جمعیت ایران است. این سن متوسط مردم ایران عزیزمان است که نزديك به انتهاي جواني است و به سرعت از جوانی دور شده و از دست می‌رود. پيشرفت سريع با جمعيت جوان امكان دارد كه ما اكنون اين سرمايه جوان را در اختيار داريم.

ما از نظر سرمایه طبیعی به نسبت جمعيت در جهان رتبه دوم هستيم و قطعا از نظر سرمايه معنوي يعني اعتقادات، تاريخ و تمدن بدون شك در رتبه اول دنيا هستيم. نيروي انساني به صورت گسترده در ايران تربيت شده و توليد علم به راه افتاده كه از عملکرد این جوان 29 ساله است. اما قسمت بزرگ سرمایه این جوان، منابع طبیعی نفت و گاز و ... فعال نشده است. لذا مشكلاتي از جمله تورم، گراني، بيكاري، مظاهر تبعيض مثل ، ميل به مهاجرت به همراه داشته است و .. بايد نخبگان براي حل این مشکلات و رسيدن به هدف‌هاي بلند برنامه ریزی و تصمیم گیری كنند.

وی اين پرسش را براي شروع بحث نشست مطرح كرد: «در درجه اول باید ببینیم پیشرفت چیست؟» «آیا یک شعار است» يا «يك حركت ملي است كه همه می‌توانند در آن شرکت کنند؟»

دکتر محمد حسين پناهی استاد جامعه‌شناسي و پژوهشگر ابتدا وارد بحث نشست شد و گفت: امیدوارم بحث‌های مفیدی برای راهگشایی پیشرفت در جامعه داشته باشیم.

او به مثال جوان 29 ساله اشاره کرد و افزود: این جوان (مردم ايران) درگیر یک فرایند تغییر و تحول در جامعه است. واقعیت این است که جوامع انساني در حال تغییر هستند اما شتاب تغییر از جامعه‌ای به جامعه دیگر متفاوت است.

وی با اشاره به سطح كلان تغييرات اجتماعي به گذر برخی از جوامع از قبیله‌ای به روستایی و بعد رسيدن به وضعيت شهری گفت: ما همه در جامعه خود درگير فرايند تغيير هستيم. تغییر در بستر زندگي تابع عوامل متعددی است. بخشی عوامل ارادی و آگاهانه هستند و ما (جوان 29 ساله) را در برگرفته‌اند كه برنامه‌ریزان جامعه بر اساس اهدافي كه مشخص كرده‌اند سیاست‌هایي برای آن برنامه‌ريزي کرده‌اند تا کارهایی در جهت بهتر شدن زندگی ما انجام شود. اما بخش دیگر تغییرات ما (جوان 29 ساله) تابع اراده خاصی نیست و عوامل متعدد پيچيده داخلی، خارجی، طبیعی و انسانی دخالت دارند  که ما (جوان 29 ساله) باید با آن‌ها دست و پنجه نرم کنيم.

دكتر پناهي در ادامه با طرح اين پرسش كه «آيا می‌توان همه تغییر و تحولات دور و بر خود را پیشرفت دانست؟!» پاسخ داد: نه! تغییراتی که در جهت بهبود زندگی و کسب رضایت مردم، و تامین نیازهای مادی و معنوی جامعه ایجاد می شوند پیشرفت محسوب می‌شود. تغییراتی که در جامعه به وجود می آید، و درگیر آنها هستیم، از دو منشأ ناشي مي‌شود: یک بخش، حاصل برنامه های دگرگونی آگاهانه از سوي نخبگان حاکم است، و بخش دیگر پیامد سایر عوامل است که بدون برنامه ریزی بوده و غیر قابل کنترل به وسیله نخبگان است، كه در زندگي ما اثر مي‌گذارد. ما در برایند برخورد این نیروهای تحول آفرین قرار داریم.

بنابراین، بخش عمده مشكلاتي كه با آن دست و پنجه نرم مي‌كنيم تابع اراده و خواست نخبگان جامعه نيست. اما حتی عوامل غیر قابل کنترل تغییرات اجتماعی و پیامدهای آنها هم تا حد زیادی تحت تاثیر عملکرد نخبگان حاکم قرار دارد. به عبارت دیگر نخبگان جامعه اگر شرایط لازم را داشته باشند، می توانند با درایت و دوراندیشی و مدیریت مناسب، آثار مثبت عوامل تغییر را جذب و آثار منفی آنها را از جامعه دفع کنند. لذا مسئله اساسی در این جا وضعیت نخبگان حاکم جامعه است. می توان گفت: هرچه نخبگان حاکم جامعه توانمندتر، کارآمدتر و شايسته‌تر باشند سیاست گذاری ها، برنامه ها و اعمال مدیریت‌های مناسب آنان می تواند جامعه را در مسیر پيشرفت و تعالی قرار دهد، و یا بر عکس. بنابراین یکی از مهمترین عوامل پیشرفت جامعه وضعیت و ترکیب نخبگان حاکم جامعه می باشد، که صلاحیت لازم را برای مدیریت جامعه داشته باشند. به همین علت امروزه نحوه گزینش سطوح مختلف نخبگان جامعه بسیار مورد توجه می باشد، تا توانمندترین و شایسته ترین افراد در رأس امور قرار بگیرند و بتوانند با برنامه ریزی و عملكرد مناسب، جامعه را در جهت پيشرفت و تعالی قرار دهند.

دكتر واعظ‌زاده پايان سخنان دكتر پناهي را با جملاتي تكميل كرد و گفت: اگر بخشي از تحولات غيرقابل كنترل است بنابراين احتياج است قوانين تحول جامعه را بدانيم يعني بايد واقعيت‌ها را بشناسيم و اگر بخشي از تحولات قابل مدیریت و برنامه‌ريزي است بايد ضمن شناخت هدف‌ها، به طراحی مسير راه هم توجه كنيم.

ادامه نشست به سخنان دکتر هادي اکبرزاده اختصاص داشت. اين استاد دانشگاه صنعتي اصفهان در رشته فيزيك گفت: بحثی پيشرفت بحث تاريخي است و جديد نيست، وقتي تحولات تاريخي صد سال اخیر ايران را بررسي مي‌كنيم در می یابیم که در پس ذهن ايرانيان عشق به پيشرفت نهفته است. او با اشاره به وقايع تاريخي ايران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی و پس از آن گفت: خواست باطني ملت ايران همواره تحقق پيشرفت بوده است البته با تعريفي که خودشان از پيشرفت داشتند.

اين استاد نمونه پايتخت جهان اسلام در ادامه يادآور شد: در فرهنگ عمومي وقتي مي‌خواهيم برای کسی طلب خير كنيم، خیر دنيا و آخرت او را مي‌خواهيم. تعريف فطري ايرانيان از پیشرفت نيز آباداني دنيا و آخرت است. اسلام هم معيار پيشرفت را بعد مادي و معنوي مي‌داند. به عبارت ديگر وقتي از پيشرفت سخن مي‌گوييم يك بعد علمي، صنعتي و رفاهي است و اضافه برآن يك بعد معنوي، اخلاقي و عبادي است و اين تعريف پيشرفت است. به هر حال در طول تاريخ تا قبل از انقلاب اسلامي، تلاش نهضت‌ها در جهت رفع موانع پيشرفت بوده است. اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تلاش در راستاي شكل‌دهي و پايه‌گذاري پيشرفت انجام شد و كارهاي خوبي هم صورت گرفته است .

دكتر اكبرزاده با طرح اين پرسش كه «چرا امروزه درباره پيشرفت سخن مي‌گوييم؟» ادامه داد: ما در دهه چهارم انقلاب قرار داريم. در اين دهه جامعه و زيرساخت‌ها آماده يك پيشرفت جهشي است؛ اين دهه حساسيت‌هايي دارد كه  به همين جهت رهبر فرزانه انقلاب آن را دهه عدالت و پيشرفت ناميده‌اند و تشكيل مركز الگوي اسلامي  ايراني پيشرفت و شوراي عالي نشان از اهميت بحث پیشرفت در اين دهه دارد. اما حالا با يك سوال روبه‌رو هستيم «نقش‌آفرينان عرصه پيشرفت در كشور چه كساني هستند؟»

او ادامه داد: در درجه اول عموم مردم نقش‌آفرينان عرصه پيشرفت هستند و به صورت خاص و ويژه، نخبگان پيشگامان و پيش‌قراولان عرصه پيشرفت محسوب می شوند كه شاخص‌ها، فرصت‌ها و موانع پيشرفت را شناسائی نمایند.

دكتر صادق واعظ‌زاده وارد بحث شد و پرسيد: شما نمي‌خواهيد مسؤوليت دولت را كم كنيد؟! نخبگان و مردم نقش دارند اما به هر حال مديريت كشور مسؤوليت اساسي دارد. موافق هستيد؟

دكتر اكبرزاده توضيح داد: دولتمردان نقش مهم خودشان را دارند، اما در كنار آن سرمايه فكري و نخبگانی هم نقش می دارد. من نقش دولتمردان را ناديده نمي‌گيرم. نقش نخبگان و مردم مكمل هستند.

دكتر واعظ‌زاده بار ديگر وارد بحث شد و تاكيد كرد: دولتمردان به وسيله دانشگاهيان و نخبگان بايد به سمت پيشرفت حركت كنند تا هم واقعي و هم علمي باشد.

دكتر اكبرزاده هم اضافه كرد: تصميم‌سازي با نخبگان است و تصميم‌گيري براي دولتمردان است.

دكتر واعظ‌زاده گفت: اميدوارم اين رويايي نباشد. آرزو بر جوانان عيب نيست، اميدوارم مديران اجرايي در تصميم‌گيري از نخبگان دور نباشند.

اين نشست با اظهارات دكتر محمد حسين ابطحي از استادان دانشكده مديريت علامه طباطبايي ادامه يافت. اين استاد نمونه سال 1385 در ابتداي سخنانش يادآور شد: همان‌طور كه مطرح شد عنوان نشست، «ضرورت الگوهاي ايراني و اسلامي پيشرفت» بوده است. يكي از ضرورت‌هاي اساسي تدوين الگوي اسلامي و ايراني پيشرفت به عنوان يك سند بالادستي بعد از قانون اساسي، عدم توجه به نظام شايسته‌سالاري در مديريت كشور بوده است كه البته ريشه در قبل انقلاب داشته است.

او با يادآوري اين كه در ابتداي انقلاب به دليل عدم شناخت، حتي در به كارگيري برخي از مشاغل حساس و كليدي هم از خيرالموجودين استفاده مي‌شد افزود: البته در آن زمان هم قطع‌الرجال نبود ما نخبگاني داشتيم كه شناخته شده نبودند و علی رغم علاقمندي به خدمت از آنها استفاده نشد. در اوايل انقلاب، شرط پايبندي به اصول انقلاب براي انجام كارهاي كليدي، مهم بود اما اين شرط لازم اما كافي نبود چرا كه این افراد ضربه‌هايي زده‌اند كه بعضاً قابل جبران نبوده است. اما امروز متفاوت است. امروز اگر به اصول شايسته‌سالاري در عزل و نصب دقت نكنيم ممكن است ضررهاي غيرقابل جبراني داشته باشد. بر اساس الگوي ايراني اسلامي پيشرفت، نخبگان بر آن شده‌اند اين شايسته‌سالاري را گوشزد كنند.

دكتر ابطحي با طرح اين پرسش كه «معيارهاي شايسته‌سالاري چيست؟ » گفت: فراهم آوردن زمينه‌هايي از قبيل فراهم كردن فرصت‌هاي برابر براي اين كه نخبگان با توجه به صلاحيت علمي بدون توجه به خط و خطوط سياسي و گروهي و جناحي، شناخته شده و به كار گرفته شده و مسير رشد و ترقي را طي كنند، معيار شايسته‌سالاري است.

دكتر واعظ‌زاده توضيحاتي را در اين بخش ارائه داد: اشاره به كمبود و عدم شناخت كرديد، امروز جمهوري اسلامي ايران در مجموع موفق شده نيروهاي خود را هم از نظر كمي و كيفي تربيت كند. اما امروز با مساله اشتغال و پايگاه اجتماعي آن‌ها روبرو هستيم. فلسفه انقلاب اسلامي است كه از راس انقلاب صلاحيت‌هاي روشني را تعيين كرده است. صلاحیت­های لازم برای رهبري در بالاترين سطح به طور روشن در قانون اساسی آمده است اما درباره رياست‌جمهوري صلاحيت‌ها كلي آمده كه البته شوراي نگهبان خوشبختانه به دنبال تعيين صلاحيت‌هاي دقيق آن است. يكي از كارهاي ما در الگوي اسلامي و ايراني پيشرفت، تطبيق صلاحيت‌ها با مسئوليت‌ها در سطوح دیگر است تا مدیریت های کشور به واسطه شناخت شخصي و عاطفي به افراد داده نشود. بالاترين كار سپردن امانت به افراد شايسته است.

در ادامه دكتر ابطحي گفت: اما الان اين صلاحيت‌ها در انتخاب كارها صورت نمي‌گيرد.

واعظ‌زاده گفت: ضمن تشكر از تلاش‌هاي اين سال‌ها، اما دل خوني داریم از نبود شایسته گزینی و ضرورت اين كه جوان‌ها بعد از پايان تحصيلات دسترسي به كارهای شايسته داشته باشند.

ابطحي گفت: من گله‌اي دارم، ما از نظر علمي قله‌هاي زيادي را فتح كرده‌ايم. امروز دانشگاه‌هاي ما دانشجويان خوبي را با معيارهاي خوب تربيت كرده‌ و تربيت مي‌كنند، اما اين دانشجويان علاقمند و مستعد كجا مي‌روند؟ ما اين همه هزينه براي دوره كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري انجام مي‌دهيم اما اين دانشجويان كجا مي‌روند؟ همين‌ها نخبگاني هستند كه بايد استفاده كنيم، اما بروند دست ما خالي مي شود؟!

در مثال اين بحث دكتر واعظ‌زاده به شهيد همت در دوران دفاع مقدس به عنوان شايسته‌سالاري اشاره كرد و گفت: شهيد همت جواني بود كه نبوغ و فرماندهي او شناخته ‌شد در زمان كوتاه به جایگاه فرماندهی رسید. معتقدم نياز نيست سال‌ها بگذرد تا افراد شايسته را بشناسيم.

دكتر جواد صالحي چهره ماندگار علمي سال و عضو فرهنگستان علوم نيز وارد بحث نشست شد و ابتدا به طرح داستان جوان 29 ساله از سوي دكتر واعظ‌زاده اشاره كرد و گفت: اين داستان جوان 29 ساله نظام ذهني ما را بر هم زد اما داستان جالبي بود. اين جوان 29 ساله خاص ايران نيست، اين ميانگين سن در جوامع ديگر هم هست. همه به دنبال روش زندگي مناسب براي آن مي‌گردند.

وي با اشاره به غروب تمدن صنعتي و طلوع تمدن اطلاعاتی و الكترونيكي گفت: دنيا درگير اين برخورد تمدن است. امروز، نظام بانكي و اقتصادي آمريكا و اروپا به علت همين برخورد تمدن دچار بحران اقتصادي و اجتماعي شده‌اند. شرايط ما هم در خاورميانه مشخص است. بيداري اسلامي و وقايع در سوريه و عراق نشان دهنده تغيير است و آنها به دنبال سكوي نجات هستند.

دكتر صالحي در ادامه به ديدگاه خود از نظام آموزش عالي ايران پرداخت و گفت: 18، 19 سال پيش كه به ايران آمدم آموزش عالي در حال صعود بود اما آنچنان بالا نرفته بود اما به عنوان مشاهده‌كننده از راه دور مي‌گويم جوانان ما با گذشت زمان حداقل امروز داراي تحصيلات عاليه هستند، اين قابل توجه است ما براي ارتقا و تمدن ايران در جهان سخن مي‌گويیم. پس جا دارد در ادامه بحث‌ها درباره دانشگاه تمركز كنيم، ‌يكي از ابزارهاي پيشرفت،‌ تغيير در درون فرآيند پيشرفت است. يعني وقتي به 20 سال گذشته وزارت علوم نگاه مي‌كنم آن زمان در زمان جنگ و غيره نياز بود تا جوانان را زير چتر آموزش عالي قرار بدهد و بعد فهميدیم بايد فراتر رفته و نياز به آموزش و پژوهش در مقاطع ديگر است. آن زمان عزم وزارتخانه (وزارتخانه علوم) بر تحقيقات و پژوهش و آموزش بوده اما امروز رسيده‌ايم به مقطعي كه پيشرفت علمي ما آنقدر بالا رفته كه وزارت علوم پاسخگوي آن نيست. چرا كه ماهيت علم، رفتن به سمت آن و تسخير آن است.

اين استاد دانشگاه توضيح داد: تا زماني كه بحث رشد بود، در آموزش و پژوهش تصميم‌گيري درست بود. يك مركز قدرت جواب مي‌داد اما امروز سليقه و قدرت در علم جواب نمي‌دهد. امروز وزيري مي‌آيد كه مقاله را خوب مي‌داند و همكاري با دانشگاه‌هاي دنیا را خوب مي‌داند اما وزير ديگري آن را جور ديگري تعريف مي‌كند. اين نگاه سليقه‌اي به كار آموزش عالي نمي‌آيد.

دكتر واعظ‌زاده در پايان نشست با اشاره به سخنان دكتر صالحي گفت: ما علاوه بر تغییر ساختار تصمیم گیری نياز به تغيير منش و روش هم داريم. مدیران ارشد در آموزش عالی باید با توجه به سنت های علمی که از سوی استادان و دانشمندان شکل می گیرد تصمیم گیری و مدیریت کنند.

او همچنين به اشاره به سخنان مطرح شده درباره داستان جوان 29 ساله توضيح داد: درست است دنيا دچار تكاپوست اما اين جوان 29 ساله سن ميانگين همه مردم ايران است و معتقدم اين سن در حال بالا رفتن است و اگر بالا برود پیشرفت جهشي در کشور قابل اجرا نيست، بنابراين فرصت زيادي براي تعيين هدف و مسیر حرکت پرشتاب نداريم.

رييس مرکز الگوي اسلامي ایرانی پيشرفت درباره ضمانت اجرايي الگوي پيشرفت كه از سوي مخاطبان برنامه مطرح شده بود گفت: اين ضمانت از الان که در حال تهیه برنامه پیشرفت هستیم باید شکل بگیرد و به آن دلبستگی پیدا کنند و حداكثر ضمانت وقتي است كه نخبگان در طراحی الگو مشاركت داشته باشند تا مشكلات مردم را حل كنند. مردم علاقه دارند نخبگان علائق آنها را پیگیری کنند نه علائق خودشان را مثلاً علم دانشمندان به كالا و خدمات تبديل شود و وارد زندگی آنها بشود و اين باعث ضمانت قوي‌تر مي‌شود.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید