در نشست تعاملی مشترک اندیشکدههای فرهنگ و سیاست الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،چالشهای فرهنگ سیاسی و ارتباط فرهنگ و سیاست در ایران مورد بحث و بررسی اعضای اندیشکدههای فرهنگ و سیاست قرار گرفت.
دکتر شهریار نیازی، عضو اندیشکده فرهنگ الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در سخنانی با عنوان چالشهای فرهنگ سیاسی در ایران به تبیین مهمترین ابعاد فرهنگ سیاسی و چالشهای پیشروی آن پرداخت.وی با بیان اینکه فرهنگ سیاسی مجموعهای از ارزشها، باورها و نگرشهایی است که نحوه تعامل مردم با نظام سیاسی را شکل میدهد، تأکید کرد: شناخت فرهنگ سیاسی ایران نیازمند نگاهی میانرشتهای و بهرهگیری از روشهایی همچون تحلیل گفتمان است تا بتوان لایههای پنهان هویت، قدرت و معنا را در جامعه ایرانی بهتر تبیین کرد.
دکتر نیازی با اشاره به برخی پژوهشهای انجامشده در این حوزه، تحلیلهایی که فرهنگ سیاسی ایران را صرفاً مبتنی بر ساختارهای قبیلهای و عشیرهای میدانند، از نظر تاریخی و روششناختی قابل دفاع ندانست و اظهار کرد: ایران به دلیل پیشینه طولانی شهرنشینی و دولتسالاری، از بسیاری از جوامع منطقه متمایز است و نمیتوان الگوهای رایج در برخی کشورهای عربی را به جامعه ایران تعمیم داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران همچنین با اشاره به تحولات پس از انقلاب اسلامی، گسترش فضای مجازی، افزایش سطح آموزش و تغییرات نسلی، این عوامل را از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر فرهنگ سیاسی معاصر دانست و افزود: این تحولات، الگوهای مشارکت سیاسی، شکلگیری هویتهای جدید و تعامل جامعه با نظام سیاسی را دستخوش تغییر کرده و در عین حال، برخی شکافهای نسلی و گفتمانی را نیز تشدید کرده است.
وی مهمترین چالشهای فرهنگ سیاسی کشور را ضعف نهادگرایی، ناپایداری احزاب و تشکلهای مدنی، کاهش مشارکت مؤثر سیاسی، بیاعتمادی عمومی، تمرکزگرایی در تصمیمگیری، ضعف آموزش فرهنگ سیاسی و گسترش شکافهای گفتمانی برشمرد.
دکتر نیازی با اشاره به ظرفیتهای سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، بر ضرورت تقویت مشارکت مردم، توسعه نهادهای مدنی، ارتقای شفافیت، قانونگرایی، گفتوگوی ملی، مبارزه با فساد و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان تأکید کرد و گفت: تحقق این اهداف مستلزم تبدیل راهبردهای کلی سند به برنامههای اجرایی و شکلگیری گفتوگویی مستمر میان حاکمیت، نخبگان و جامعه، بهویژه نسل جوان، است.
وی در پایان خاطرنشان کرد که حل چالشهای فرهنگ سیاسی در ایران، نیازمند بازخوانی انتقادی پژوهشهای گذشته، استفاده از رویکردهای علمی نوین و تقویت تعامل و گفتوگو میان جریانهای مختلف فکری و اجتماعی برای دستیابی به همافزایی ملی است.
دکتر سیدرحیم ابوالحسنی: مشروعیت سیاسی در گرو پیوند مؤثر فرهنگ و سیاست است.
در ادامه نشست تعاملی اندیشکدههای فرهنگ و سیاست مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، دکتر سیدرحیم ابوالحسنی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و از اعضای اندیشکده سیاست، در سخنانی با عنوان: حلقه ارتباط بین فرهنگ و سیاست، به تبیین نسبت متقابل فرهنگ و سیاست و نقش آن در شکلگیری مشروعیت سیاسی پرداخت.
وی با بهرهگیری از الگوی کارکردگرای ساختاری تالکوت پارسونز، فرهنگ و سیاست را دو خردهنظام مکمل در نظام اجتماعی دانست و اظهار کرد: وظیفه نظام سیاسی، تعیین اهداف و بسیج منابع برای تحقق آنهاست، اما تحقق این اهداف بدون همراهی و پذیرش جامعه امکانپذیر نیست و این همراهی از طریق نهاد فرهنگ و فرایند جامعهپذیری شکل میگیرد.
ابوالحسنی با اشاره به اینکه کنشهای سیاسی بر پایه معنا و برداشت افراد از واقعیتهای اجتماعی شکل میگیرد، افزود: ارزشها، هنجارها و نمادهای فرهنگی، رفتار سیاسی شهروندان را هدایت میکنند و هرچه نهادهای فرهنگی در ایجاد تعهد و پایبندی به این ارزشها موفقتر باشند، نظام سیاسی نیز از مشروعیت و اقتدار بیشتری برخوردار خواهد بود.
وی خانواده، نظام آموزشی، رسانهها و سایر نهادهای اجتماعی را مهمترین بسترهای جامعهپذیری برشمرد و تأکید کرد که این نهادها با انتقال ارزشها و هنجارهای مشترک، زمینه شکلگیری تعهد اجتماعی و انسجام ملی را فراهم میکنند.
عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه، با اشاره به تنوع منابع هویتی در ایران، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی و فرهنگ مدرن را سه منبع اصلی شکلدهنده هویتهای فرهنگی و سیاسی جامعه دانست و اظهار کرد: همزمانی و رقابت گفتمانها و هویتهای مختلف، از جمله هویتهای قومی، ملی، دینی و ایدئولوژیک، موجب شکلگیری چالشهایی در عرصه فرهنگ و سیاست شده است که نیازمند مدیریت و گفتوگوی مؤثر است.
ابوالحسنی همچنین با مرور تحولات گفتمانی کاهش مشارکت سیاسی و تضعیف احساس رضایت شهروندان، از مهمترین نشانههای آسیب در پیوند میان نهاد فرهنگ و نهاد سیاست به شمار میرود.
وی در پایان خاطرنشان کرد که اقتدار نظام سیاسی بر چهار مؤلفه حقانیت، اعتماد، رضایت و مشارکت استوار است و تقویت این مؤلفهها در گرو بازسازی رابطه فرهنگ و سیاست، ارتقای کارآمدی نهادهای فرهنگی، تقویت جامعهپذیری و ایجاد زمینه گفتوگو و همگرایی میان گفتمانهای مختلف در جامعه خواهد بود.
